گفتمان جهانی مسلمانان
 

 
 

معرفی کتاب

[News_Image]چند جهانی شدن يكي از مفسران سياسي به هنگام اعتراضات دانشجويي سال 1999 بر عليه حمله هوايي نيروهاي ناتو به سفارت چين كه در عفتم ماه مه همان سال در بلگراد انجام شد، چنين نوشت كه بسياري از شركت كنندگان به هنگام نوشيدن كوكاكولا شعار " مرگ بر امپرياليسم آمريكا " را تكرار مي كردند. و يا زمانيكه بعضي از اين فعالان جوان از طريق اينترنت از دنياي خارج تقاضاي پيوستن به جنبش مقاومت عليه تسخير فرهنگي غرب را مي كردند غافل از آن بودند كه پيام آنها به انگليسي نوشته شده و تحت عناوين " جون " و " فرانك " امضا شده است. ديگران هم بعد از نصب پلاكاردهاي ضد مك دونالد براي صرف غذا به كنتاكي فرايد چيكن رفته بودند. ص29.
اين موضوع که چگونه اين افراد بدون احساس هيچ تناقضي در رفتارشان اين كارها را انجام مي دهند را مي توان از دريچه جهاني شدن فرهنگ به آن نگاه كرد. از اين زاويه جهاني شدن راه جايگزيني براي اداره كردن زندگي روزمره ارايه مي دهد، و قادر است محتوي، معنا – ساختاري و تعريفي كه بسياري از اشخاص در سطح محلي از آن تاثير پذيرفته اند را دگرگون سازد. جهاني شدن فرهنگي هم در شيوه زندگي و هم در نحوه تشريح معني زندگي تغييراتي ايجاد مي كند. البته " موضوع مورد بحث اين نيست كه جهاني شدن داراي يك بعد فرهنگي است، بلكه فرهنگ جزيي از ذات جهاني شدن است " ص 63.
تكته ديگري كه از اين موضوع مي توان به آن پي برد اين است كه درك از " جهاني شدن " از عدم شناخت درست و ناآگاه مي آيد. و اين درك بيش از آنكه معقول باشد، دركي احساسي است. و به به نظر مي رسد كه واژه جهاني شدن در گفتمان هاي عمومي از حالتي احساسي مملو شده است. " براي بعضي ها جهاني شدن نويد جامعه مدني بين المللي را مي دهد كه شامل دموكراتيزه شدن و صلح جهاني است. براي ديگران نيز مفهومي به جز مواجه شدن با تهديد برتري طلبي سياسي – اقتصادي آمريكايي همراه با عواقب فرهنگي آن نيست كه به نوعي همگوني در جهان مي انجامد. " ص 8. به نظر مي رسد كه هم تهديداتي اينچناني و هم نويدهاي آنچناني هر دو اغراقي بيش نباشند. و اين مدعيات بازتابي از تصوير پيچيده جهاني شدن است كه از تصورات ما شكل گرفته است.
پيتر برگر، براي تشريح جهاني شدن فرهنگ از تصويري كه شامل چالش و عكس العمل است بهره مي جويد " چالش مفروضا از پويايي فرهنگ جهاني ناشي شده است كه بيشتر آن غربي بويژه آمريكايي است كه بقيه دنيا ( حال چه از نخبگان چه ازتوده مردم ) را تحت الشعاع قرار داده است. عكس العمل جوامع متاثر شده نيز بيشتر ميان دو طيف پذيرفتن و طرد كردن در نوسان بوده است و حد ميانه آن زندگي مسالمت آميزي و يا سنتزي از اين دو طيف مي باشد " ص8. وي عكس العملها در برابر جهاني شدن فرهنگ را به چهار دسته تقسيم مي كند.
• جانشين نمودن فرهنگ بومي؛ فرهنگ جهاني شده.
• هم زيستي فرهنگي هاي بومي و جهاني بدون ادغام اين دو با يكديگر.
• سنتز فرهنگ عمومي جهاني؛ فرهنگ ويژه محلي.
• طرد فرهنگ جهاني بوسيله عكس العمل قومي محلي.
انواع مختلف اين عكس العملها را مي توان به خوبي در نقاط مختلف جهان مشاهده نمود. آنهايي كه در پي پذيرفتن كوركورانه و تقليد از فرهنگ غربي هستند را مي توان در بسياري از افراد " همچون آ ن دسته از ساكنان شهري تحصيل كرده جهان شهري با تحرك اجتماعي والا " ص18 مشاهده نمود، از طرفي ديگر " كوشش هايي در اين زمينه كه در صدد كوبيدن اين فرهنگ حال چه تحت لواي مذهب ( طالبان ) و چه تحت لواي ناسيوناليسم ( كره شمالي ) هستند " ص18 قابل مشاهده است. در اين بين آنچه كه مهم است عكس العمل هايي است كه بين اين دو قطب " پذيرفتن " و " طرد كردن " در نوسان است.
بررسي هاي كتاب " چند جهاني شدن " به خوبي نشان مي دهد، اين ايده كه جهاني شدن به همساني شدن مي انجامد، ايده پوچي بيش نيست، زيرا كه ظرفيت، خلاقيت و نوآوري انسانها را در مقابله با چالش هاي فرهنگي ناديده مي گيرد. مثلا " جنبش هاي اسلامي در تركيه و همچنين در سراسر كشورهاي اسلامي بخوبي نشان مي دهد كه اين جنبش ها بر خلاف طالبان در افغانستان، در تب ساختن جامعه نويني است كه در سيستم جهاني اقتصادي و سياسي مشاركت مي ورزد و در عين حال نيز از يك فرهنگ اسلامي خودآگاه الهام مي گيرد " ص 22.
به هر حال جهاني شدن امري است كه حالتي سريع و فشرده دارد، نوعي چالش كه متجدد شدن را به همراه داشته است. و اين چالش در فرهنگ جهاني در حال تبلور، به صورت نوسان جدالي بروز كرده است. ميان پذيرش و مقاومت مبارزه اي، ميان همگوني جهاني و جدايي محلي، اين جستجو مشكلات مختص به خود را دارد اما داده هاي اين كتاب به ما نشان مي دهد اين امري غير ممن نيست. همچنین آنچه در این کتاب و به خصوص در بررسی مقالات گزارش شده مشهود است تاکید بر جنبه هایی از امکانات انسان بودن در هر جای دنیاست که به ضرورت این انسان بودن از قدرت تفکر، آگاهی، خلاقیت و نوآوری برخورداریم. به همین دلیل وقتی با فرهنگ، ارزش ها و کلا تعریفی متفاوت از زندگیمواجه میشویم، نه کورکورانه و از روی ناآگاهی می پذیریم و نه اینکه بازهم از روی ناآگاهی به طرد کامل و مقاومت مبارزه ای در مقابل آن دست می زنیم.
جهانی شدن فرهنگی در ترکیه
" سرعت بیشتر جهانی شدن در ترکیه و همچنین قوی تر شدن اسلام در صحنه عمومی ترکیه باعث شده است که تجربه این کشور برای کشورها و روشنفکران مسلمان حائز اهمیت مهم از نقطه نظر مواجه شدن با مدرنیته باشد. و بنا به ادعای پژوهش حاضر همزیستی میان اسلام و جهانی شدن در همه جای ترکیه به چشم می خورد " ص333.
در دهه اخیر تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی سریعی در ترکیه اتفاق افتاد. از مظاهر این امر می توان به رشد ونمو دوباره اسلام و همچنین شیوه ای که اسلام تحت آن نقش مهمی در امور فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ترکیه بازی می کند اشاره نمود .برای مثال زندگی اقتصادی تا اواسط دهه 1980 بیشتر پیرامون صنایع ملی سازمان یافته بود که هویت ملی ویژه ای برخوردار بودند. ولی دهه 1990 شاهد ظهور آنچه که بنام " سرمایه اسلامی " معروف است، شد که به یکی از پر نیروترین بازیگران اقتصادی تبدیل گردید. اسلام در این دوره به عنوان یک کد اقتصادی که از ایده بازار آزاد با آغوشی باز استقبال می نماید شروع به فعالیت نمود و به ایجاد سازمان های اقتصادی خود طبق اصول و بری " Weberian " بر پایه های عقلانی و معلومات تکنیکی مبادرت ورزید.
تاسیس انجمن کارخانه داران و تاجران مستقل ( MUSIAD مخفف ترکی ) به نشانه ای از هم آرایی و هم زیستی اسلام و شیوه اندیشه ای مبتنی بر بازارآزاد است. دلیل اسلامی خطاب شدن MUSIAD به این خاطر است که :
• آن به فرقه ها و تکیه های مذهبی وابسته است.
• اسلام نقطه عطف مهمی در عملکرد های آن به شمار می رود.
• رابطه نزدیکی با اسلام سیاسی که توسط حزب رفاه و همچنین حزب تقوی از دهه 1980 صرفا در ترکیه به نشو و نما پرداخته است، دارد.ص328.
MUSIAD عملکردی در سطح بازار جهانی دارد و می توان به عنوان مظهرامکان همزیستی میان اسلام و الگوهای عقلانی و رفتارهای سازمان های غربی یاد نمود.
جهانی شدن در ترویج زبان جهان شمول، حقوق مدنی و فردیت دیده شده که همگام با هویت اخلاقی – فرهنگی و ایجاد یک امت بر اساس اتحاد ارگانیک است، ایدئولوژی داد و ستد آزاد بعنوان مظهر جهانی شدن اقتصاد با لیبرالیسم و امت گرایی در زندگی اقتصادی ترکیه هم زیستی دارد.
آنچه می توان از وضع موجود ترکیه نتیجه گرفت این است که اولا : جهانی شدن فرهنگی نیرویی است که زمینه مساعدی برای احیای سنت ( نه تنها به عنوان جنبش های اقتصادی یا سیاسی بلکه جنبش های فرهنگی با بازیگران و گفتمان های آن ) را فراهم آورده است. بنابراین هویت اسلامی به خاطر جهانی شدن دیگر یک تحول ارتجاعی و بسته نیست " کاملا برعکس ما شاهد بروز سرمایه فرهنگی ای هستیم که مورد استفاده هویت اسلامی در زمینه های مد، موسیقی، هنر و جهان گرایی قرار گرفته است و به نوعی شهروند اقتصادی ای تبدیل شده که با فرهنگ خرید و بهره برداری از تکنولوژی جدید عجین گشته و به قدرت سمبلیک پول آگاهی دارد " ص356. اسلام در ترکیه به فرهنگ جهانی به عنوان شیطانی که از غرب برخاسته نمی نگرد، بلکه آن را مبنای قدرت و منزلت اجتماعی می شناسد.
ثانیا : جهانی شدن فرهنگی در این محتوی نوعی احیای مثبت اشکال هنری محلی، اشیای فرهنگی و علامات شناخته شده است که به سبب زندگی فرهنگی ای ایجاد شده که از اشتهار بیشتری برخوردار بوده و ویژگی های دموکراتیک و چند فرهنگی دارد. جهانی شدن از طریق ترغیب اشکال و اشیای فرهنگی که در حاشیه قرار داشته و خفته شده بودند به حکمروایی فرهنگ این دنیایی که در صدد تولید و تثبیت یک زندگی فرهنگی همگون است خاتمه داده است تا آن دیگران بتوانند خود را عرضه نموده و بارزتر گردند.
بررسی ترکیه به عنوان شاهدی زنده و نمونه ای موجود بطلانی بر ادعاهایی است که زیست مسلمانی و جهانی شدن را دو امر متناقض می دانند که نمی توان این دو را باهم جمع کرد. ترکیه به ما نشان می دهد نه تنها جهانی شدن با اسلام سر ناسازگاری
ندارد بلکه یکی از دلایل دوباره مطرح شدن اسلام در ترکیه و نفوذ و قدرت بیشترآن همین جهانی شدن است.
جهاني شدن فرهنگي در هندوستان
" با ورود نيروهاي حهاني شدن فرهنگي به هندوستان، مدل هاي فرهنگي اي همچون تمركز فكري، يوگا، شفاي روحاني، ماساژ، تانتريسم از هندوستان برخاسته اند كه از اشتهار بي نظيري در دنياي غرب برخوردارند. استادان روش هاي زندگي همچون دي پاك چوپرا و شري ساتيا ساي بابا داراي مريدان زيادي در نيويورك، ساتياگو و مونيخ مي باشند و يا در كاسل آلمان مي توان تجربه اي از ايوروديك، در هشت روز كسب نمود كه شامل پخت وپز و ايور ديك، چاي معطر، ماساژ و مداواي فردي مي باشد. امروز كالاهاي فرهنگي دست ساز هند براحتي در سراسر دنيا مورد استفاده فرار مي گيرند. ملحفه ابريشمي ساري، جواهرات و لباس هندي، خال كوبي باحنا، وارجلينگ، حلقه براي انگشتان پا هر روزه در اقصي نقاط آمريكا و اروپا خريداري مي گردند."ص110.
هندوستان تمدنی بزرگ با فرهنگی غنی و قوی است. این کشور در حال حاضر بزرگترین دمکراسی جهان را داراست. یکی از موارد جالب در این پژوهش، بررسی ورود کمپانی های بین المللی غذایی می باشد.. در هند از کمپانی هایی نظیر مرغ سوخاری کنتاکی، مک دونالدز، پیتزا هاگ و ... استقبال خوبی به عمل نیامد و در عوض صنعت غذایی محلی با ورورد این کمپانی ها رشد بسیاری کرد. آمارها نشان می دهد که مک دونالدز طی چهار سال فعالیت در هندوستان فقط 7 میلیون از همبرگرهای خود را فروخته است. و وقتی این آمار را با آمار فروش یک سال مک دونالدز در ژاپن که 674 میلیون همبرگر بوده است مقایسه کنیم، بیشتر به ناکامی این کمپانی ها پی می بریم. از طرف دیگر تا سال 1989 تنها یک شرکت، ام تی آر، در بنگالور موجود بود که به تولید ترشی و ادویه ای که در منازل مصرف می گردید، می پرداخت. ولی امروزه بیش از 3000 شرکت در بازارهای محلی مشغول به فعالیت هستند. ص120.
این دو نشان می دهد که حداقل در بسیاری از سطوح فرهنگی – از نظر پیتر برگر تغییر عادات غذایی یک کشور نشان از تحول فرهنگی در آن کشور دارد – هند نه تنها دچار نوعی همگونی نشده است، بلکه این امر باعث رونق بخشیدن به فعالیت های بومی در این کشور نیز شده است.
یکی از نکات جالب دیگر این پژوهش بررسی شخصی به نام سای بابا است. سای بابا نشان دهنده آن است که هند مبنای تمدن غنی است، منابعی که می توان آنان را " منتشر کننده فرهنگی " نامید..
" شری ساتیا سای بابا، 74 ساله به عنوان بهاگدان یا خدا از سوی پیروان خود شناخته شده است. بحث های پیرامون وی بیشتر درباره توانایی او جهت ظاهر کردن اشیا همچون حلقه، گردنبند، خاکستر متبرک و همچنین بابت شفا دادن بیماران، خواندن فکر مردم و نگرانی های آنها حتی پیش از بیان کردن آنهاست. ... ربوبیت وی در ذهن بسیاری از پیروان او چیزی از مقام عیسی مسیح و کریشنا کمتر نیست"ص124.
جنبش بین المللی سای بابا دارای 70 میلیون پیرو و دوهزار مرکز در 137 کشور است. در روزهای عید بیش از پانصد هزار تا یک میلیون نفر به زیارت او می پردازند. این افراد بویژه از کشورهای ژاپن، نروژ، هلند، آلمان، اندونزی، مالزی، سنگاپور، روسیه، ایالات متحده آمریکا و انگلستان هستند که به خاطر لباس اونیفورم با رنگ های اختصاصی و یا پرچم های ملی آنان به راحتی قابل تشخیص و رویت می باشند.
این امر نشان می دهد که هر بحثی پیرامون جهانی شدن نمی باید، اهمیت بررسی کشورهایی همچون هندوستان که در موقعیت یک کشور منتشر کننده هستند را نادیده گرفت. " سرانجام این پژوهش خواننده را دعوت به تعمق پیرامون چند پرسش پایه ای می نماید؛ استلزام فهمیدن روند جهانی شدن فرهنگی چیست؟ معنی پذیرفته شدن بعضی از تراوشات فرهنگی زمانی که به ساخت های اجتماعی و سیاسی و مذهبی ای که اینها در آن جای دارند نادیده گرفته شده است، چه می تواند باشد؟ آیا جهانی شدن فرهنگی یک روند خطی و انباشته است؟ " ص141.
بررسی هندوستان نشانگر آن است که اگرملتی از سنت و فرهنگ خود آگاهی داشته باشد، می تواند نه تنها از جهانی شدن سود بجوید بلکه می تواند فرهنگ و نوع نگاه خود را نیز از این طریق منتشر کند. بررسی هندوستان این نکته را روشن می سازد که چه آنهایی که کورکورانه فرهنگ غربی را می پذیرند و چه آنهایی که به طرد کامل آن دست می زنند، نه فرهنگی غربی را می شناسندو نه فرهنگ خود را چرا که این دو عکس العمل دو روی یک سکه اند.
صفحه اصلی معرفی کتاب
نقدی برساختار نظام سیاسی در افغانستان
مجیب الرحمان رحیمی
برتری امت اسلام در دنيا و آخرت
عبدالله عبدالرحيم‌ عبدالله
چند جهانی شدن
ساموئل هانتینگتون
دین و فرآیند جهانی شدن
مهدی نکویی سامانی
راهنماي عملي فاينانس اسلامي
شهيد ابراهيم
بازگشت به صفحه اصلی
var gaJsHost = (("https:" == document.location.protocol) ? "https://ssl." : "http://www."); document.write(unescape("%3Cscript src='" + gaJsHost + "google-analytics.com/ga.js' type='text/javascript'%3E%3C/script%3E"));